تبلیغات اینترنتیclose
آفتاب از سر کهسار پريد( عباس یمینی شریف )
پیچک ( عباس یمینی شریف )
شعرو ادب پارسی

عباس یمینی شریف

تقدیم به همسرم  که مرا در اوقاتی که بایستی با  او بگذرانم
و یاری اش میدادم به حال خود گذاشت تا برای کودکان کارکنم   عباس یمینی شریف
 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


غروب ده
*
آفتاب از سر کهسار پريد
در پس کوه نهان شد خورشيد

از بيابان رمه ها برگشتند
سير از گشت و چرا برگشتند

ده پر آوازه شد و پر آهنگ
از شبان و رمه و ناله زنگ

بره زانو زده زير مادر
ميزند بر شکم مادر سر

ميکند از پي هم بع بع ميش
به سخن آمده با صاحب خويش

گويد اي صاحب خوب غمخوار
هستم از مهر تو من شکرگزار

چون شدم از علف و آبت سير
رفتم از بهر تو آوردم شير

بره ام سير که شد شير به دوش
کره و ماست بساز و بفروش

تا نگهدار تن و جان مني
صاحب شير فراوان مني

 

عباس يميني شريف
گلهاي گويا چاپ 1350

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -5 , | بازديد : 239