تبلیغات اینترنتیclose
جامي مس و کاسه اي سفالين( عباس یمینی شریف )
پیچک ( عباس یمینی شریف )
شعرو ادب پارسی

عباس یمینی شریف

تقدیم به همسرم  که مرا در اوقاتی که بایستی با  او بگذرانم
و یاری اش میدادم به حال خود گذاشت تا برای کودکان کارکنم   عباس یمینی شریف
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


کاسه و جام
*
جامي مس و کاسه اي سفالين
بيگانه بهم ز رسم و آيين

بودند کنار نهر آبي
تنداب تمام پيچ و تابي

آب از سر نهر رفت بالا
آهسته خزيد زير آنها

چام از پس و کاسه رفت از پيش
با حال پريش و هول و تشويش

چون ديد هجوم آب را جام
قايق شد و زد به آب آرام

گرديد روان چو کاسه پر آب
سر داد فغان و گشت بي تاب

مي رفت و ز شکوه پر دهانش
مي گفت و ز غصه خسته جانش

از ناله و آه بس نمي کرد
آرام دمي نفس نمي کرد

چون شکوه او برون شد از حد
جام از پس او به گفتن آمد

گفت : اين همه ناله چيست اي يار ؟
خاموش ، ز شکوه دست بردار

زشت است که از شنا در اين آب
اينگونه شوي پريش و بي تاب

من با توام آخر از چه ترسي ؟
همراه توام من از که ترسي ؟

چون جام به کاسه اين سخن گفت
کاسه ز کلام او برآشفت

گفت اي شده يار غمگسارم
از توست که من هراس دارم

برخورد به من کني دو ننمم
از لطف تو در هراس و بيمم

از دوستي تو در بلايم
مهر تو بلا بود برايم

 

عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -7, | بازديد : 115