تبلیغات اینترنتیclose
پاره ابرينشست بر سر کوه( عباس یمینی شریف )
پیچک ( عباس یمینی شریف )
شعرو ادب پارسی

عباس یمینی شریف

تقدیم به همسرم  که مرا در اوقاتی که بایستی با  او بگذرانم
و یاری اش میدادم به حال خود گذاشت تا برای کودکان کارکنم   عباس یمینی شریف
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ابر سرگردان
*
پاره ابرينشست بر سر کوه
سايه افکند بر جلال و شکوه

به دلير ابر پاره پيوستند
گله ابرها گروه گروه

کوه پنهان شد و نهان خورشيد
آبي آسمان نهان گرديد

رعد غريد خشمگين بر کوه
برق چون آتش شکسته جهيد

کوه بر ابر نعده زد که ببار
گر نمي باري آمدي به چه کار ؟

در وجود تو بهره اي گر نيست
سايه خويش از سرم بردار

ابر را اشک ديده گشت روان
دامن دره تر شد از باران

بر سر و روي سنگ و بوته کوه
دانه هاي بلور شد غلتان

سيل آمد ز کوهسار فرود
برد با خود هر آنچه بود و نبود

هر چه شد راه بند او فرسود
کاست بيجا و نابجا افزود

باد ولگرد بي قرار آمد
با همه ابرها کنار آمد

مرغکي زير بوته چهچهه زد
آب غران به آبشار آمد

ابرها دور خويش پيچيدند
باز هم گله گله گرديدند

با هم از راه رفته ها رفتند
بي خبر زان اثر که باريدند

پاره ابري که رهنما آمد
راهجو بود و رهگشا آمد

گشت با ابر پاره ها همراه
خود ندانست ازو چه ها آمد

 


عباس يميني شريف
سفر با تور چاپ 1355

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -7, | بازديد : 135