تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( عباس یمینی شریف )
شعرو ادب پارسی

عباس یمینی شریف

تقدیم به همسرم  که مرا در اوقاتی که بایستی با  او بگذرانم
و یاری اش میدادم به حال خود گذاشت تا برای کودکان کارکنم   عباس یمینی شریف
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


کشتي و ابر
*
قايق شود روانه
بر روي رودخانه

کشتي سفر کند در
درياي بي کرانه

آن ابر در برابر
آن پنبه شناور

در آسمان آبي
زيباتر است و بهتر

پل ها بود خميده
بر رودها کشيده

راه از دو ساحل رود
آنجا به هم رسيده

رنگين کمان که پل وار
راهي کند پديدار

از آب و خاک تا ابر
زيباتر است بسيار

 


عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -7, | بازديد : 76

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


کاسه و جام
*
جامي مس و کاسه اي سفالين
بيگانه بهم ز رسم و آيين

بودند کنار نهر آبي
تنداب تمام پيچ و تابي

آب از سر نهر رفت بالا
آهسته خزيد زير آنها

چام از پس و کاسه رفت از پيش
با حال پريش و هول و تشويش

چون ديد هجوم آب را جام
قايق شد و زد به آب آرام

گرديد روان چو کاسه پر آب
سر داد فغان و گشت بي تاب

مي رفت و ز شکوه پر دهانش
مي گفت و ز غصه خسته جانش

از ناله و آه بس نمي کرد
آرام دمي نفس نمي کرد

چون شکوه او برون شد از حد
جام از پس او به گفتن آمد

گفت : اين همه ناله چيست اي يار ؟
خاموش ، ز شکوه دست بردار

زشت است که از شنا در اين آب
اينگونه شوي پريش و بي تاب

من با توام آخر از چه ترسي ؟
همراه توام من از که ترسي ؟

چون جام به کاسه اين سخن گفت
کاسه ز کلام او برآشفت

گفت اي شده يار غمگسارم
از توست که من هراس دارم

برخورد به من کني دو ننمم
از لطف تو در هراس و بيمم

از دوستي تو در بلايم
مهر تو بلا بود برايم

 

عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -7, | بازديد : 114

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دنياهاي يک پرنده
*
در آن در بسته زندان تن آزار
که بودم روز و شب چندي گرفتار

چنين پنداشتم عالم همانست
همان من هستم و آن جاي دشوار

نهادم در درون لانه چون پاي
نگه کردم به دور خود در آنحاي

گمان بردم که عالم لانه ماست
که مادر هست در آن حکمفرماي

کشيدم سر برون از لانه خويش
زماني تا ببينم دور خود بيشچني

ن ديدم که عالم خود درختي است
که آن را من نمي دانستم از پيش

ولي يک روز کردم بال ها باز
جهانگردي از آنجا کردم آغاز

نمي دانم من اکنون اين جهان چيست
نه غير از من کسي مي داند اين راز

 


عباس يميني شريف
سالنامه دانشکده ادبيات 1323

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 61

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

پيک گل ها
*
اي بنفشه پيک گل ها
اي گل خودروي زيبا

به ، چه زود امسال گشتي
در ميان باغ پيدا

شاد شد قلبم ز رويت
تازه شد جانم ز بويت

تا ترا خوشحال ديدم
آمدم خوشدل به سويت

اي گل خوشبوي صحرا
اي بهشتي روي زيبا

مژده اي آورده اي يا
آمدي بهر تماشا ؟

هستي اي پيک بهاري
مژده ي اميدواري

مژدگاني ها ز ياران
در تمام باغ داري

 

عباس يميني شريف
مجله بازي کودکان سال1324

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 73

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

قطره و دريا
*
پديد آيد ز قطره قطره باران
ز کوچک کوچک شن هاي دان دان

چه اقيانوس هاي بي کرانه
چه کوه و دشت ها بي حد و پايان

ز خوبي ، اندک اندک مهرباني
ز خوشرويي ، ز کم کم خوشزباني

جهان گردد سراسر چون بهشتي
پر از مهر و وفا و شادماني

چه ارزد از زمان گر باشد آني ؟
چه باشد قدر آني در زماني ؟

ولي چون آن بر آن افزايد ، انگاه
پديد آيد زمان جاوداني

 


عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 118

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نسيم اسفند
*
نسيم اسفند به کوه و صحرا
پيام شاديست براي دل ها

دهد به دل ها اميدواري
به جنبش آيند تمام دنيا

ز باغ ها برف ، از آن پريده
ز دشت سرما ، از آن رميده

رسيده نزديک ، بهار جانبخش
چه خوش زماني فرا رسيده

ز خواب نرگس ، گشوده چشمان
بنفشه در باغ نشسته شادان

شکوفه بر شاخ ، سفيد و رنگين
چو گوشواره شده نمايان

نسيم بر دشت وزد به سبزه
بنا کند دشت به ناز و غمزه

وزد چو بر آب به جوي و برکه
بر آب افتد شکنج و لرزه

وزد به هر باغ چو بر درختان
سرود خوانند به شور و شادان

نسيم اسفند به هر وزيدن
بهار آرد ، برد زمستان

 

 

عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 120

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


باز و گنجشک
*
باز ، گويند چو افتاد به دام
دل نمي بازد و گيرد آرام

نه خراشد سر و سينه به قفس
نه کند عمر به خود تلخ و حرام

دانه و آب چو پيشش بنهند
مي خورد راحت با ميل تمام

کند آنگونه طبيعي رفتار
تا که وحشي به نظر آيد رام

ندهد طاقت و نيرو از دست
تا شود خوش باور خام

در گشايد چو به رويش از مهر
پاي بيرون ننهد آن ناکام

همه چون يکسره غافل گشتند
بر سر ابر کند باز مقام

گر به دام افتد گنجشک ضعيف
خويشتن بازد و گيرد سرسام

سر کند بيرون ترسان ز قفس
سينه کوبد به چپ و راست مدام

نخورد از غم دل دانه و آب
کند آشفته پياپي اقدام

زند آنگونه به سختي پر و بال
آنچنان کوفته سازد اندام

که اگر درز قفس ماند باز
نتواند که پرد بر سر بام

يا کند گربه شکارش يا باز
گردد از دام دگر بدفرجام

 


عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 115

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تير و نوا
*
ز شستم در هوا تيري شد آزاد
ندانستم کجا بر خاک افتاد

پريد آنگونه تيز تيز رفتار
که پنهان شد ز چشم و رفت بر باد

نوايي در هوا خواندم به جايي
زبان حال دل اندر هوايي

نديدم من چه شد هرگز نديده
کسي با چشم خود سير نوايي

گذشت از اين زمان ها تا گذاري
فتاد از من به جايي روزگاري

بديدم تير خود را بر درختي
نواي خويش را در قلب ياري

 

عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 247

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 
خانه
*
خانه دنياي خوش و دلخواه انسان
سر پناه شادي و امن دل و جان

گوشه آزادي و ارام و دنجي
در پناهش مي شود هر درد درمان

جلوه گاه عالم مهر و محبت
جايگاه شور و شوق مهربانان

مهرگاه مادر همچون فرشته
آنکه مي تابد رخش چون مهر تابان

جاي پر مهر پدر آن يار مادر
آنکه تابد از نگاهش مهر پنهان

بچه ها با هم در آن سرگرم بازي
چون گلان نوشکفته شاد و خندان

هرچه در آنجاست گويد داستان ها
از صفاي باطن و آرام ايشان

با نواي شوق مي جوشد سماور
با بخارش ابر مي بخشد به کيهان

پنجره هر لحظه مي لرزد ز شادي
با وزش هاي نسيم باغ و بستان

شيشه ها سازند آهنگ و ترانه
تا بر آنها مي پکاند ابر باران

گفتگوهاي محبت در ميانه
با هم آهنگي شده هر مشکل آسان

دل براي مهرباني عهد بسته
لب براي همزباني بسته پيمان

شام مي گويد گوارايم شما را
نوش جان گويد به لب ها لقمه نان

کشتي نوح است خانه در حوادث
در امان از بيم موج و خشم توفان

جاي دارد در کناري امن و راحت
خانه محکم اساس سخت بنيان

مي کند آرامش اين گوشه خوش
با محبت جمع دل هاي پريشان

کي به غير از خانه دارد عالم ما
مجمعي يکدل چنين ، همبسته اينسان

مي روم در خانه تا گيرد دل من
با محبت هاي پاک و ساده سامان

کي شود آرامش جانم فراهم
بي پناه خانه و بي شادي آن

 

عباس يميني شريف
باغ نغمه ها چاپ 1352

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 
چيستم
*
پاشي اگر تخم مرا
چون دانه روي برگها

گردد پس ازيک چند باز
پيدا شوم چون نخ دراز

باسينه هر سو  مي روم
آن برگها را مي جوم

تا چند روزي برگ را
خوش مي خورم با اشتها

مي گردم آخر گوشه گير
در گوشه اي مانندپير

زندانگي نرم و قشنگ
اما بسي تاريک و تنگ

مي سازم وچون مردگان
يک چند مي مانم در آن

روزي کنم خود را رها
پر مي کشم سوي هوا

تا پنج شش روز دگر
 عمر کمم آيد به سر

من چيستم اي زير کان
آريد نامم بر زبان


عباس يميني شريف
گلهاي گويا چاپ 1350

برچسب ها : ,

موضوع : عباس یمینی شریف -6, | بازديد : 259